فرض محال
تصور كنيد كه هر روز كه بيدار ميشويد تمام آدمهاي اطرافتان براي شما، آدمهاي جديدي هستند، انگار كه براي بار اول است كه اين افراد را ميبينيد و تنها چيزي كه از ديگران ميدانيد نسبت آنها به شما است اينكه يكي همسر شماست و ديگري مديرتان و آن ديگري، همسايه. (بعيد ميدانم كه فيلمي با اين موضوع ساخته نشده باشد، هر چند كه من آن را نديدهام) لحظهاي فكر كنيد كه چه اتفاقي ميافتد اگر ديگران نيز همين حالت را داشته باشند؟
در اين شرايط چه راهي براي ادامه زندگي اجتماعي به ذهنتان ميرسد. راهي كه من در پيش ميگيرم اين است كه اسم افراد را در برگهاي نوشته و خصوصيتهايشان را نيز در همان برگه وارد ميكنم تا براي فردا كه از خواب بيدار ميشوم با نگاه به آن برگه بتوانم بفهمم كه با چه افرادي و با چه خصوصيتهايي روبرو خواهم شد.
نكته 1: آيا در آن برگه بايد نكات منفي آدمها را نيز نوشت و يا فقط به نكات مثبتشان اشاره كرد؟
نكته 2: شايد به نوعي، امروز هم داريم كار مشابهي انجام ميدهيم فقط تفاوتش در اين است كه بجاي استفاده از برگه، از حافظهمان استفاده ميكنيم.