درباره فيلم Her
حدود يك ماه پيش، فيلم Her را ديدم. فيلم خوبي بود كه به رابطه بين انسانها با سيستم عاملي مبتني بر هوش مصنوعي ميپرداخت بدون اينكه اشارهاي به زمان فيلم نمايد. هر چند كه كارگردن فيلم عمدا با استفاده از فضاها و تكنولوژيهاي امروزي مانند مترو ميخواسته هشدار بدهد كه زمان اتفاق چنين فاجعهاي (لااقل از ديد من) خيلي نبايد دور باشد.
نكته اول: تا قبل از اين فيلم، كليپهاي زيادي را در مورد تاثيرات منفي گوشيهاي هوشمند و شبكههاي اجتماعي در روابط بين انسانها ديده بودم ولي هيچكدام مانند اين فيلم، موضوع را تا اين حد برايم شفاف بيان نكرده بودند.
نكته دوم: از آنجا كه هر روز چهره خودمان را در آينه ميبينيم هيچگاه متوجه نميشويم كه داريم پير ميشويم تا اينكه كسي كه براي مدتي ما را نديده است در اولين برخوردش، اين موضوع را به ما گوشزد كند. دقيقا موضوع غرق شدن ما در استفاده از ابزارهاي تكنولوژيكي هوشمند نيز از اين تابع تبعيت ميكند كه بصورت مداوم و تدريجي ما را جذب خودشان نموده است بنابراين تصور اينكه روزي انسانها، مطابق اين فيلم عاشق سيستم عامل بشوند اصلا برايم جاي تعجب نداشت.
نكته سوم: موضوعي كه در فيلم كاملا واضح مينمود خلاء عشق بود. در طول فيلم، رضايت شخصيت اصلي را به وضوح ميبينيم كه ناشي از درك شدن او توسط سيستم عاملش است و حتي اين موضوع را چند بار نيز از زبان وي و سايريني كه در ارتباط با سيستم عامل هستند ميشنويم. نكته آزار دهنده فيلم شايد عريان كردن اين واقعيت بود كه دوست داشتن ديگران براي ما آدميان، شرطي است: "به شرطي دوستت دارم كه دركم كني." و چون اين موضوع براي بسياري از ما صدق ميكند چه بسا كه اين خود دليلي باشد براي تنهاتر شدن افراد.